تبليغاتX
اسرارمگوهای سیاه وسپید سلول های خاکستری

اعصابت هميشه آرومه .
كسي نيست كه همش دمه گوشت نق بزنه .
بادوستاي پسرت هركاري بخواي ميكني و هيچ كس نيست كه حرفي بزنه .
حرص نميخوري .
كسي نيست كه اگه باهاش بحث كني قهر كنه و بره .
مجبور نيستي مدام حرفاي چرت و پرت بشنوي .
ديگه كسي نيست كه مدام بياد دمه گوشت وزووز كنه و بگه:  بازيگر مورد علاقه ي من برد پيته! عشق من كامران هومنه ...!!!! خلاصه از اين مزخرفات در اماني!
هيچوقت دلشوره نداري .
هيچوقت گندي بار نمياد كه  خانواده بهت بي اعتماد بشن و ديگه توو خونه تنهات نزارن !!!
خلاصه اينكه تو كله جهان احترام واست قائلن .
جزو آدماي تك ميشي . كه توو دنيا خيلي كم پيدا ميشن
همه اينها رو گفتم
ولي در چه صورتي اينجوري ميشه ؟

در صورتي اينجوريه كه اگه دخترا نباشن

 

 


چجوري ميشه فهميد که راننده ي ماشينه جلويي خانومه؟؟؟
1:هروقت پشتش بوق زدي دستشو ببره به روسريش،
 2:راهنماي چپ رو بزنه بپيچه راست،
 3:ماشينش که پنچر شد در کاپوت رو بزنه بالا،
 4:با سرعت 140 يه پيچ رو در نهايت خونسردي دور بزنه!!

 

     


ح و 1 :
در تیتر مطلب کاملا از افعال لازم استفاده شده است
ح و 2 :
اين باشد جواب اون خانومايي كه كلي خوش خوشونشون شده بود تو پست قبلي
ح و 3 :
آقايون عزيز هم مطمئن باشند من از اسب بيفتم از اصل نمي افتم
ح و 4 :
اگه پايه كل كل زياد بشه فكر كنم بايد يه فكر اساسي بكنم

 

 

 

دانلود امروز :

ترجمه قرآن و نهج البلاغه رو برای دانلود گذاشتم حالشو ببرید

برای دانلود کلیک کنید با حجم حدود 2.5Mb

 

بعضی ها هم تشریف ببرن نظر پست قبلی رو بخونن که باید توضیح پس بدن ما بدونیم چی به چیه(خوشبختانه نظرات از قتل و جنایت به سمت عشق و عاشقی داره پیش میره )


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 19:22 توسط ::آقای ...::


يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن .ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك Qm2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.      خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد! 


پيام اخلاقي اين داستان  مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ، ولي پريها................ مونث هستند !!!!!!!!(خيلي دلم ميخواد از بحث هاي فيمينيستي دوري كنم ولي چه ميشه كه تنم ميخواره    )

 

ح و 1 :
تيتر مطلب كاملا افعال معكوس ميباشد

ح و ۲ : عید دو امام است و علمدار امامت (میلاد مبارک)

ح و  ۳:
بده كه بخواي يك كاري رو انجام بدي ... ولي با دست پس بزني و با پا پيش بكشي

 

دانلود امروز :

بازی موتوراما (البته یک کم قدیمیه و حجمشم زیاده ولی کسایی که Adsl يا حالش رو دارند حتما دانلودش كنند كه حسابي وقت گير و باحاله

دانلود كنيد با حجم حدود 9Mb

 


يه سوال دارم ازت :
وقتي با يكي هم صحبت بشي و حرفهاشو گوش بدي .... مثلا راهنماييش كني ... بعد چون يه سال ازش كوچكتري بياد مثلا مثلا مثلا به شوخي بهت بگه  حرفاتو پس بگير چون من حرف كوچيكتر از خودم رو گوش نميكنم  نبايد ناراحت شم ؟؟؟؟؟
بعد بگه خيلي بي جنبه هستي كه هميشه شوخي ميكني جنبه شوخي نداري ؟؟؟؟!!!!
حالا سوال اصلي ::: جنبه شوخي دارم يا نه ؟؟؟؟!!!!

 

 

 

 


باور كنيد اصلا حال ندارم خون و خونريزي تو نظرات وبلاگ ببينم .
خير سرم من نويسنده وبلاگ هستم به جاي اينكه به من گير بديد به هم گير ميديد
دوستان قديمي تر فكر كنم منش ديكتاتورانه تو وبلاگ قبلي رو يادشون هست .... اصلا دوست ندارم دوباره اونجوري رفتار كنم
حالا آشنايي و پيوند عاشقانه و عقد و عروسي زياد مهم نيست قابل تحمله
ولي دوستي بهتر از همه چيزه
اگه گير ميديد مودبانه  که همه تو بحث شرکت کنند!!!!!


لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 22:13 توسط ::آقای ...::


تقدیم به گوسفند عزیز

هــــــمانا گوسفند حيوان مفيدي ميباشد   که در فصول کم باران در منـاطق  اســــتوايي و کمي آنور تر از خط استوايي ميرويد و کاربردهاي فراواني در  روحــــــيه بشريت دارد ! من جمله پشگل آن موجود زحمت کش که موجب  تـقويت روحيه ما عزيزان مي باشد و باعث ميشود تا عــطر گلهاي بــهاري  تا همه اقسانقاط همه جا کشيده شود و مزيت ديگري کـه اين جانور ظريف !!!!! دارد هـــــمانا پشم او ميباشد که بسيار پشمالو ميباشد کـه باعث ميشود  ما در زمستان نلرزيم و ديـگر مزيني که  دارد نسبت به گاو(شایدم گوساله ) اين است که شــــــــاخ ندارد تا به سان آن حيوان عظيم باعث سولاخ شدن ما عزيزان بشود ! 

 اين بود انشـاي من که در تـــــوصيف  گوسفند نمودم و اميدوارم ما عزيزان هم روزي بتوانيم مانند گوســـفند در  جامعه مفيد واقع شويم ...

 

نتیجه اخلاقی  : فکر نکنید این مطلب همینجوری الکیه هاااا ... به قول یکی از بچه ها کلی مسائل نوستالیژیکی (منکه هنوز نمیدونم معنی نوستالیژیکی چیه؟؟!!!) داره .... البته به واسطه این مطلب اگه زنده بمونم !!!!

 

ح و ۱ :
فکر کن ببین چقدر جالبه که یکی از دوستات رو که عزیز هم هست برات سالی یکبار تو مراسم اعتکاف ببینی ... امسال نیاد اعتکاف .. بعد یه روزی مثل دیروز بری تو خیابون ببینی عکس رفیقت رو زدن پشت یه ماشین زیرشم نوشتن مرحوم .....(دیدار دوبارمون هم رفت به قیامت ولی ولی ولی ... حیف از مرام این مردم پست ... مردم زنده کش مرده پرست) ... یه فاتحه بفرستید
ح و ۲ :
کی به کیه .. حالا که بمیر بمیره یکی دیگه از اقوام هم فوت کرد ... یه فاتحه دیگه هم بفرستید

 

نرم افزار امروز :

مخصوص برو بچی هست که با یاهو کار میکنند (البته یک کم قدیمی هستش ولی فکر کنم برای یاداوری چیز جالبی باشه ) وقتی اجراش کنید یه آیکن به صفحه پی ام هاتون اضافه میشه که میتونید کلی شکلک جالب بفرستید .

دانلود کنید (با حجم حدود 1Mb)

اینم عکسش

 

فكر كنم به زودي زود يه قتلي در قسمت نظرات شكل بپذيرد .


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 17:56 توسط ::آقای ...::


مادري براي ديدن پسرش مسعود ، مدتي را به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي مي کند. کاري از دست مادر بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود. او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من مي دانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . "حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟ "مسعود هم در جواب گفت: خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد. او در ايميل خود نوشت :مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشته ايد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده. چند روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو کنار Vikki مي خوابي! ، و در ضـــمن نمي گم که تو کنارش نمي خوابي . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود.

نتيجه اخلاقي :
اون كفتري  كه تو تونستي بگيري مامانت  قبلا بالاش رو چيده
ووي ووي ووي كه من چي كشيدم از دست اين تيزبازي هاي مامانم
تو چي ؟(نگو ضايع نكردت كه باور نميكنم)

 

 

ح و  :
اين روزها اعصابم خيلي خرده .... يك كم دعا كنيد روبه راه بشيم

دانلود امروز بازی حکم پاسور با کامپیوتر هستش که خیلی باحاله و خیلی هم باحال حال کردم و کلی وقت میذارم براش

دانلود کنید با حجم حدود 3Mb

اگه هم بازیشو بلد نیستی اینم قوانین بازی حکم    کلیک کنید

 


ته مطلب :
از اون جا كه دوستان در پست قبلي تا تونستند كل كل و دعوا راه انداختند و كلي حال دادند به كامنت ها منم براي اينكه حالشو ن رو بگيرم از دعواشون يه عكس انداختم (از نوع برره اي)‌
فقط اين نفر اخرش اينقدر ضايع داره به جمع اوباش ميپيونده نميدونم كيه 

     


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 19:38 توسط ::آقای ...::


آيا مي دانستيد ....

آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
(Fornication Under Consent of the K ing ( F.U.C.K
زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه
.........................................
آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده
.........................................
آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru
که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.
در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم".
.........................................
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
1 خشت: ژوليوس سزار 1 پيک: شاه ديويد
1 خاج: اسکندر کبير       1 دل: شارلماني

.........................................
آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0)
ريشه از اين اصطلاح استOK
.........................................
آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟
..........................................
آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟
...........................................
آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟ ( جون مادرتون يه موقع امتحان نكنيد خونتون ميفته گردن من )
.........................................
آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟
.........................................
آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
..........................................
آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟ 
.........................................
آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟

 

 


ح و 1 :
يه دنيا ممنون از تمام دوستايي كه بهم تسليت گفتن..... دوستايي كه يكي از يكي گلتر
ح و 2 :
يه دوستي گفت سنگ دل نيستم و ناباوريه
من هنوز هم با سنگ دل موافقم .... تو چه ميدوني چي به چيه .... البته بماند چه لحظه هايي رو گذروندم
ح و 3 :
اين وبلاگ رو ببينيد ... برا آقا بيژن  عزيز هستش و زبان كره اي رو به روشي آسان داره آموزش ميده كليك كنيد (خودم مشتريش شدم)اگه تو نوع فونتش مشكل داشتيد خبر كنيد
ح و 4 :
سعيد هم بعد چند وقت آنلاين شد و قول داده كه بيشتر انلاين شه ... .سوژه گير بازارم باز جور شد

 

دانلود امروز :
نرم افزار MathType براي تايپ فرمول(راديكال ... اعداد كسري) تو وورد ...... باب دندون تمام اونايي كه تو كار تحقيق و تايپ اين حرفها هستند ... خيلي خيلي به كارشون مياد

 دانلود كنيد (با حجم حدود 4Mb)

  

 


تو نظرات اگه خواستيد كل كل كنيد بلامانع هستش فقط با رعايت ادب  ....(۸۹۲ با تو هستم ها ... نبينم بياي چاك دهنتو باز كني هر چي دلت خواست بگي ها مودبانه فحش بده )

براي شروع ...... فرهاد برو ببين اين ۸۹۲ چي نوشته برات تو نظرات  


لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:59 توسط ::آقای ...::


يه روز بد روزيه كه صبحش مامانت بياد بالا سرت  و بخواد مثلا يواش از خواب بلندت كنه
وقتي پاشي ازت بپرسه خوابيدي ؟
تو هم يه نگاه به صورتش بندازي ببيني رنگ به صورت نداره و مثل مرغ  سر كنده نميدونه چيكار كنه .
با يك كم ترس و هراس ازش بپرسي چشه ؟؟ چيشده ؟
بگه  از .... زنگ زدن گفتن دايي حالش بد شده .
بعد سريع از جا بپري بهش بگي خب پاشو حاظر شو ببرمت ...... .
بعد بگه الان بابا مياد
از اونور هم ببيني داداشتم داره حاظر  ميپوشه
بعد يه هو مامانت بزنه زير گريه و بگه

دايي تموم كرده

اين يعني اینکه داییت فوت كرده
.
.
.
.
.
شايد خيلي راحت تر از شنيدن خير فوت پسرداييم با اين  خبر كنار اومدم
ولي وقتي سه سال پيش درست دو هفته مونده به عروسي پسر داييت تو يه تصادف از اين دنيا بره ... همونموقع  بود كه دايي .....
.
.
.

حاج عباس  خدا رحمتت كنه
يادمه  14 سال لباس سياهتو به خاطر فوت مادرت از تنت در نياوردي
سه سال پيش هم بيشتر سياه پوش شديم
ولي حالا .......
.
.
.
همه از اوست بر اوست و همه به او بر ميگردند

تا او چه خواهد

 


ح و 1 :
الان دارم حاظر ميشم ديار دايي
ح و 2 :
خيلي سنگ دل شدم خيلي ........

 

فاتحه يادتون نره  (ممنون ميشم)


لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:17 توسط ::آقای ...::


مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت: من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي. فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟
او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه ميرفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد.
فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند، اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد. فرشته با ناراحتي گفت: تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي.ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد...!

نتيجه گيري خودم :
از وقتي اينو خوندم يه جوري تو فكر رفتم !!!!

 

ح و 1 :
وقتي نخواد حال بده نميده مگه زوره ... كنار دريا هم برم بايد يه آفتابه آب ببرم
ح و 2 :
يادته گفتم همراه آدم خودش اگه مخل آرامش باشه و ال و بل .......... هیچی  ديگه
ح و 3 :
حال كردم كه يك كم برم تو فاز ضرب المثل فارسي نوشتن
هر پست سه چهار تا ضرب المثل مثل اينا :
آب از دستش نميچكه !
آب از سر چشمه گله !
آب از آب تكان نميخوره !
آب از سرش گذشته !
آب پاكي روي دستش ريخت !
ح و 4 :
اندك اندك  جمع ياران جمع گردد .... برو بچ دارن ميان

 

سوژه امروز :
خيلي دوست دارم بدونم آخر اين عكس چي ميشه :

                                 

یه تذکر :

پیوندی هم قبول میکنیم (منظور پیوند وبلاگیه نه پیوند خانوادگی)


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 22:54 توسط ::آقای ...::


شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند
ديگري گفت:موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم
وقتي به قله رسيد ند ، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت: مي بيني؟ بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند.
مرشدمي گويد:تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند

یه نتیجه شخصی : شاید هم واقعا الان باید صبر کنم ... شاید الان به نفع من باشه این مشکلات

 

ح و 1 :
يه چند روز سفر فكر كنم براي روحيه بد نباشه .... البته اگه همسفر آدم خودش مخل روحيه نباشه
ح و 2 :
همينه ديگه ... وقتي خريد كردن بلد نباشي اينجوري ميشه

 

اينهم دانلود امروز : يه فونت مذهبي به اسم فونت شيعه( وقتي دانلود كردي تو قسمت فونت توي كنترل پنل كپي كن و بعدش هم بيا تو وورد بگير به صورت انگليسي با همون فونت تايپ كن)

دانلود كنيد

فعلا تا چند روز دیگه

مسافرت خوش بگذره بهم


لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 16:1 توسط ::آقای ...::


مثل هميشه در اتاقش نشته بود و کتاب به دست مشغول مطالعه بود که باز هم همان افکار قديمي به ســــراغش آمد. دستها را پشت سرش حلقه کرد: رتبه برتر کنکور مي شم ، چشم همه کورميشه، يه ماشين آخرين مدل و... سر و صداي خواهر و برادرش افکارش را بهم زد . چشمش به کتابش افتاد ، هنوز صفحه اول بود .

 

 

نتيجه : تجربه كردم و تازه دارم ميفهمم دردش رو (مطمئنم داغ دل خيلي ها تازه شده)

 

 

ح و 1:

برو بچ آشنا وقتي مطالبم رو بخونن كپ ميكنن !!!...چرا ؟ خب به خاطر اينكه اون شش هفت صفحه نوشتنم كجا و اين چند خط نوشتنم كجا. فكر كنم بتونم اينجوري هم بنويسم

ح و 2 :

Adsl   داشتن هم حال ميده ... سرعت بالا و فرت و فرت هم نرم افزار هاي مورد نظر رو دانلود كردن

ح و 3 :

زنده باد كنكور فني كه مرگ  يه بار و شيون يه بار (بيچاره سراسري ها دق مرگ ميشن تا قبول بشن)

ح و 4 :

وقتي ببيني حرفهات داره عملي ميشه حال ميده ولي چه فايده

ح و 5 :

تاكيد ميشه هر كي منو ميشناسه انگار نه انگار هاااااا

 

 

 

يه نرم افزار براي حذف كردن آيدي خودت از اد ليست ديگران (دانلود کنید)

 

 

 

فراخوان :

دنبال يه اسم نويسندگي ميگردم (فعلا مجبورم بدون اسم باشم) تو چي پيشنهاد ميدي؟

 

 

تا چركنويسي ديگه فعلا


لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 20:31 توسط ::آقای ...::


اینجا رو باز کردم توش وراجی کنم
البته آمار وبلاگهایی که داشتم از دستم در رفته ولی در همه رو تخته کردم که درست درمون مثل بچه آدم بچسبم به یکی
اینجا ای همچی کم و بیش غریبه هستم
فقط چند تا از برو بچ مخصوص منو میشناسن که اونها رو هم تهدید جسمی جانی عمری فکری روحی روانی میکنم که خواهشا جایی درز ندن که اینجا برای منه
.
.
.
.
.
اینجا هیچیش معلوم نیست
معلوم هم نیست از چی مینویسم
پس کسی گیر نده
اکثر مطالب ادبی و فنی هم کپی هستش(یعنی همون دزدی هستش)
البته چون زورم زیاده عمرا منبع رو بگم
ولی از هر چی دلم بخواد و هر جور دلم بخواد مینویسم و میذارم
.
.
.
.
.
راستی
ایمیلمه ghuoghnoos@yahoo.com
دلت خواست برام مطلب بفرست

.

.

.

.

ح و ۱:
با نوشتن خیلی حال میکنم ... برا همین بیخیال نوشتن نشدم

ح و ۲:
اینجا حال و حوصله هیچی رو ندارم (حتی خودم)


لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 0:18 توسط ::آقای ...::

طراح قالب


::بلاگفا.كام::