تبليغاتX
اسرارمگوهای سیاه وسپید سلول های خاکستری

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند.

اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.

آنها به استاد گفتند: ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....

استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود:


کدام لاستيک پنچر شده بود....؟!!!

 

 

ح و ۱:
به يكي از دوستان قول يه مطلب داده بودم كه هر چه كردم نتونستم اماده كنمش (شرمنده)

ح و 2 :
حوصله هم .................

 

کتاب جدید گابریل گارسیا مارکز به اسم روسپیان سودازده من که به اسم دلبرک های غمگین من تو ایران شناخته میشه رو برای دانلود گذاشتم :

دانلود کنید با حجم 350 کیلو بایت

به من هیچ ربطی نداره که چه مطلبی توی این داستان نوشته شده که وزارت ارشاد فقط یه مرتبه اجازه چاپ داد و دفعه دوم کتاب توقیف شد و خیلی ها هم اعتراض کردند که چرا چاپ شده و البته بعضی ها هم اعتراض کردن که چرا توقیف شده !!!!!!

 

یه آموزش رقص به صورت تصویری (عکس)هم تو ادامه مطلب گذاشتم که هر کی میخواد رقص یاد بگیره بره توی ادامه مطلب چون هم قشنگ یاد داده و هم آسون .........


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 14:17 توسط ::آقای ...::

طراح قالب


::بلاگفا.كام::